ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
دنیاى علم زنده ز آثار صادق است
دنیاى علم زنده ز آثار صادق است
علم و هنر چکیده افکار صادق است
آفاق روزگار که از علم روشن است
این روشنى ز تابش انوار صادق است
باغ کمال و دانش و فرهنگ و معرفت
یک شاخه از درخت پربار صادق است
گلهاى رنگرنگ علوم و فنون دهر
از بوستان و گلشن و گلزار صادق است
هرجا که چشمهایست روان از فنون و علم
یک قطره و نمونه ز آثار صادق است
هرجا که از کمال و هنر گفتگو بود
برهان آن کلام ز گفتار صادق است
در هر کجا که بحث و جدل باشد از علوم
معیار در مناظره معیار صادق است
آن چهرهاى که بود درخشان چو آفتاب
در چرخ علم چهره و رخسار صادق است
با این همه کمال، بشر باز در شگفت
از گفتههاى نغز و پر اسرار صادق است
با این که عصر، عصر کمال و هنر بود
حیران هنوز عقل ز پندار صادق است
فقه غنى، به مکتب پربار جعفرى
مدیون آن کلام درربار صادق است
در اجتهاد و فقه که باز است دست ما
از فیض آن فضیلتسرشار صادق است
مبناى بحث و درس فقیهان روزگار
در هر زمان معانى اخبار صادق است
زیباترین کلام ز گنجینه سخن
بهر نثار، گوهر شهوار صادق است
سقراط و هم فلاطن و بقراط و بوعلى
سایهنشین سایه دیوار صادق است
جابر که در جهان پدر علم شیمی است
شاگرد درس مکتب پربار صادق است
اسحاق صیرفى و ابوحمزه و هشام
از طوطیان شهد و شکرخوار صادق است
عمران و هم زراره و حمران و بوبصیر
شاگرد بافضیلت و بیدار صادق است
فیض و فصیل و یونس و هم عیسى و معاذ
تلمیذ با ذکاوت و هشیار صادق است
صفوان و هم محمد کوفى و هم ابان
از جمله صحابه اخیار صادق است
گرچه ابوحنیفه نمکناشناس بود
آن هم گداى سفره و دربار صادق است
الگوى هر کمال و سعادت براى ما
خلق نکو و خصلت و رفتار صادق است
مبهوت و مات گشته ملک از عبادتش
جبریل در شگفت ز اذکار صادق است
نازم به آن پدر که چنین یادگار داشت
آن حجتى که والد کبار صادق است
صد آفرین به مادر شایستهاى که او
مام بزرگوار و وفادار صادق است
در شان آن وجود (رسولى) چنین سرود
دنیاى علم زنده ز آثار صادق است
چشم امید دارد از آن حجتخداى
چون جاننثار و عبد فداکار صادق است