ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
مناظره امام جواد(ع) در رابطه با خلفا و بررسی چند روایت جعلی بر اساس قرآن و سنت
نقل شده است که پس از آنکه مأمون دخترش را (بنا به دلایلی) به امام جواد(ع) تزویج کرد، در مجلسی که مأمون و امام جواد(ع) و یحیی بن اکثم و گروه بسیاری در آن حضور داشتند، یحیی بن اکثم به امام(ع) گفت:
روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر رسید وگفت: «یا محمد! خدا به شما سلام میرساند و میگوید: من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟»(1)
نظر شما دربارۀ این حدیث چیست؟
امام جواد(ع) فرمودند: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل کرده باید خبر دیگری را نیز که پیامبر در حجة الوداع بیان کرد از نظر دور ندارد. پیامبرفرمود: «کسانی که بر من دروغ میبندند بسیار شده اند، و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر کس به عمد بر من دروغ ببندد جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آنرا به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید وآنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنید. ».
امام جواد(ع) افزودند: این روایت درباره ابوبکر با کتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است:
« َلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ
ما انسان را آفریدیم و وسوسههای نفس او را میدانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم»!(2)
آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! این عقلاً محال است.
یحیی بن اکثم گفت:روایت شده است که:« ابوبکر و عمر در زمین مانند جبرئیل و میکائیل در آسمان هستند».
آنحضرت فرمودند: درباره این حدیث نیز باید دقت شود، چرا که جبرئیل و میکائیل دو فرشتۀ مقرّب خداوند هستند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه ای از دایرۀ اطاعت خدا خارج نشده اند، ولی ابوبکر و عمر مشرک بوده اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، اما اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنابراین محال است که خدا آندو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.
یحیی گفت: همچنین روایت شده است که:« ابوبکر وعمر دو سرور پیران اهل بهشتند»(3)درباره این حدیث چه می گویید؟
حضرت جواد(ع) فرمودند: این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی شود (تا ابوبکر و عمر سرور آنان باشند!!). این روایت را بنی امیّه، در مقابل حدیثی که از پیامبر(ص) دربارۀ امام حسن(ع) وامام حسین(ع) نقل شده است که: «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» جعل کرده اند.
یحیی گفت: روایت شده است که: « عمربن خطاب چراغ اهل بهشت است».
چضرت فرمودند: این نیز محال است، زیرا در بهشت فرشتگان مقرّب خدا، آدم ؛ محمد(ص) وهمۀ انبیاء و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمیشود، ولی با نور عمر روشن می گردد.؟!
یحیی بن اکثم اظهار داشت: روایت شده که«سکینه» به زبان عمر سخن می گوید (عمر هر چه گوید،از جانب ملک وفرشته می گوید).
امام فرمودند: من منکر فضیلت عمر نیستم؛ ولی ابوبکر، با آنکه از عمر افضل است، بالای منبر میگفت: «من شیطانی دارم که مرا منحرف می کند، هرگاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه راست باز آورید».
یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: «اگر من به پیامبری مبعوث نمیشدم؛ حتماً عمر مبعوث می شد».(4)
امام جواد(ع) فرمودند: کتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست تر است، خداوند در کتابش میفرماید:
« وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنْکَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى ابْنِ مَرْیمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِیثَاقًا غَلِیظًا
(به خاطر آور) هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و (همچنین) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محکمی گرفتیم (که در ادای مسؤولیت تبلیغ و رسالت کوتاهی نکنند)!(5)
ازاین آیه صریحاً بر می آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را تبدیل کند؟
هیچ یک از پیامبران به قدر چشم بر هم زدنی به خدا شرک نورزیده اند، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است؟!
باز یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: «هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آنکه گمان بردم که به خاندان خطّاب (پدرعمر) نازل شده است»، یعنی نبوت از من به آنها منتقل شده است.
حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوت خود شک کند، خداوند میفرماید:
« اللَّهُ یصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ
خداوند از فرشتگان رسولانی برمیگزیند، و همچنین از مردم؛ خداوند شنوا و بیناست»!(6)
بنابراین با گزینش الهی دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد.
یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود: «اگر عذاب نازل میشد،کسی جز عمر از آن نجات نمییافت».حضرت جواد(ع) فرمود:این نیز محال است،زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است:
« وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یسْتَغْفِرُونَ
ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد؛ و (نیز) تا استغفار میکنند، خدا عذابشان نمیکند».(7)
بدین ترتیب تا زمانی که پیامبر در میان مردم است وتا زمانی که مسلمانان استغفار میکنند، خداوند آنان را عذاب نمیکند.
.:بدین ترتیب امام جواد(ع) با پاسخهای دقیق خود حدیث سازان دروغین را رسوا ساخت:.
پی نوشتها:
1- علامه امینی در کتاب الغدیر(ج5ص321)می نویسد:این حدیث دروغ واز احادیث مجعول محمد بن بابشاذ است.
2- سوره ق،آیه16.
3- علامه امینی این حدیث را از ساخته های«یحیی بن عنبسه» شمرده وغیر قابل قبول می داند؛زیرا یحیی بن عنبسه شخصی جاعل حدیث ودغلکاربوده است.{الغدیرج5ص322}.ذهبی نیز یحیی بن عنبسه را جاعل حدیث و دغلکار ودروغگو می داند واحادیثش را مردود معرفی می کند.{میزان الاعتدال،تحقیق علی محمد البجاوی،1382ه ق؛ج4ص400}.
4- علامه امینی ثابت کرده است که راویان این حدیث دروغگو بوده اند.{الغدیرج5ص312-316}.
5- سوره احزاب،آیه7.
6- سوره حج،آیه 75.
7- سوره انفال،آیه33.
منبع: کتاب سیرۀ پیشوایان؛مهدی پیشوایی ، صفحه ی ۵۵۱ و ۵۵۵
سلام
عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
..
..
..زیبا بود
یا امام جواد علیه السلام
..
بروزم
سلام
چه خبرا؟
این طرفها؟
یه چند مدته ازتون خبری نیود!
البته منم سرم شلوغ بود، نمیومدم! شرمنده
منتظر بازدیدهای بعدی شما هستیم
باتشکر
.......خدا نگهدار.......
سلام ؛مشتاق دیدارجوون ؛دیگه نیستی که سربه سرپیرمردابذاری .میگفتندپیامبرفرموده انا مدینه شهرعلم وعلی بابها درب ان وابوبکرسقفهاسقف ان وعمرمفتاح هاکلیدان وعثمان مفروشها فرش ان؛خب دیگه این جماعت چون خلفاشون خیلی حقیرنددربرابرمولای ماخب مجبورندجعل اکاذیب کنندولی فایده نداردچون علی است مولا وبس ؛یاحق
سلام


ما هم مشتاق زیارت پیرمرد!
منم دیگه پیر شدم.....پیریه و فراموشکاری و هزارتا عیب و مرض دیگه
میام ببینمت!
باتشکر
.......خدا نگهدار.......
السلام علیکم برادر ارجمند جناب رضا،انشاء الله تعالی حالتان خوب باشد.از نظر جنابعالی تشکر می کنم. بنده حقیر چند نکته ای را با توجه به نظر جنابعالی در زهن داشتم که تصمیم گرفتم برای شما بیان کرنم البته تنها برداشت شخصی این بنده حقیر می باشد:
1- با قسمتی از نظر جنابعالی کاملا موافق هستم آنجا که مناظره در مورد شهادت بانو فاطمه رضی الله عنها که مطالعه کرده بودید و فرمودید که این نوع مناظره را دوست ندارید و برخی از سخنان قلمبه و سلمبه بوده است بله صحیح است بنده نیز با وجود اینکه در پی پاسخ به این شبهه بودم مجبور شدم بسیاری از کارهایم را کنار بگذارم و به دنبال یادگیری اصطلاحاتی برم که در حیطه تخصصی بنده حقیر نبود ولیکن این خود باعث شد در این زمینه علم حدیث شناسی را نمه کامل اما قطره ای از دریا یاد بگیرم این حسن را برایم داشت.اما پ آوردن این سخنان قلمبه و سلمبه تنها به این علت بوده است که مناظرکنندگان خود نیز آگاهی به این سخنان نداشتند و از سایت های ولی عصر و غیر ذلک که غالبا از محققین با مدرک دکترا و در حیطه تخصوصی همان رشته خویش هستند این مطالب را نقل می کردند ولذا در این مناظره مباحث بسیاری وجود دارد که واقعا در حد سطح معلومات مردم به طور عموم نیست به همین دلیل سیاه بازی می باشد چون مردم این نوشته های قلمبه و سلمبه می بینند بلافاصله می گویند که این مطلب حق است و فلان مطلب که نسبت به این ضعیف است پس باطل است ولی حقیقتا چنین نیست.
2. قبول یک حدیث و مردود دانستن آن طبق ضوابط و قوانینی است که اهل فن آن تعیین کردند و هرکسی در این زمینه تبحری ندارد ولذا برخی خاصتا لقب محدث به آنها داده می شود.
3.مناظره ای که شما در وبلاگتان قرار دادید بنده حقیر مدتها پیش متن عربی آن را از کتاب الاحتجاج شیخ طبرسی خواندم در این مناظره صرف نظر از تحقیق سندیت آن (که فاقد اعتبار علمی می باشد ؛زیرا سلسله سندی برای آن ذکر نشده است) دارای دو وجه می باشد :اول اینکه در این مناظره امام جواد رحمه الله منکر فضائل ابوبکر و عمر رضی الله عنهما نیست و تنها برخی روایات را رد می کند همانطور که یک محدث برخی از روایات در فضائل ابوبکر و عمر رضی الله عنهما را رد کرده است و این در کتب موضوعات(جعلیات) وجود دارد.
دوم اینکه برخی از این روایات بنابر ضوابط عو علوم حدیثی اهل سنت نزد خود ائمه اهل سنت نیز باطل اند .
ثانیا برخی از این احادیث صحیح اند و از نظر متن و سند مشکلی ندارند و بنده حقیر این را از روی هوا نمی گویم بلکه تحقیق داشتم و اینکه علامه امینه برخی از این روایات را از حیث سند بررسی نموده است و قائل به جعل و دروغ بودن آن بوده نیز جای ایراد می باشد زیرا یک حدیث امکان دارد از طرق و راه های زیادی نقل شده باشد و چند طریق آن نیز ضعف سندی داشته باشد ولیکن طرق دیگری برای آن یافت شود که دارای سند صحیح باشد که اینطور می باشد.
سوم اینکه تطبیق یک روایت با قرآن دارای شرایطی است مهمترین آن بنظ بنده حقیر نوع برداشت از آن روایت است و این نیز باید نقل قول علما را در این خصوص در بیان و شرح آن حدیث آورد.
در پایان تشکر می کنم که به مطالب بنده حقیر توجه فرمودید.
والسلام علیکم
اللهم ارحمنا...
سلام
باز که شروع کردید به مناظره و کلمات قلمبه سلمبه!
قسمت 1 رو که گفتید زیاد مهم نیست، چون هم قبلآ در موردش صحبت کردیم و هم اینکه منظور من بیشتر در زمینه دیگه ایه، البته با همین مضامین و در موردش عقیده دیگه ای دارم که اینجا جاش نیست بگم.
و اما قسمت 2:
اول نظرم گفتم که منظور خاصی ندارم و فقط میخواستم بگم از اینجور مناظرات خوشم میاد که ساده و روان هستند و هردوطرف قبولش دارند!
این مطلب رو من بصورت اتفاقی در اینترنت دیدم و خوشم اومد، گذاشتم
و اینکه گفتم منظور خاصی ندارم:
چون برخی احادیث را در مورد ابوبکر و عمر رد میکرد گفتم شاید فکر کنید میخواهم منکر برخی فضائلشان بشوم، ولی عمدا گفتم منظور خاصی ندارم چون منظورم این نبود! همونطور که گفتم خواستم نشون بدم از این مناظرات خیلی خوشم میاد
و در مورد مناظرات فکر میکنم خیلی خودتون رو درگیر اینجور کارها کردید چون من معمولآ دنبال مناظره نیستم ولی هربار نظری دادم یه جورایی داشتید وارد مناظره میشدید مثل الآن و ظاهرآ خیلی به قواعدش پایبند هستید! که همینجا سند یک روایت شیعی رو ضعیف عنوان کردید! که خود شیعیان در مورد سندش اطمینان دارند
و در همین مورد باید گفت: حالا برفرض سندش هم رد بشه! (که نمیشه) حرف بدی که زده نشده
شما خودتون گفتید این احادیث رد شده اند و در اینجا هم با آیات قرآنی و سنت پیغمبر رد شده اند! پس سندیت هم که نداشته باشه (که داره) حرف بدی نگفته! و اینکه گفتید نوع برداشت از احادیث!!! و تطبیق با قرآن باید علما نظر بدهند:
از نظر شبعبان عالمان کل در مورد قرآن و سنت و حدیث ائمه اطهار(ع) هتند و در هر شخص دیگری بجز ایشان احتمال اشکال وجود دارد و بنا به قول اکثریت بزرگان سنی در گذشته ائمه(ع) ما بزرگترین دانشمندان و عالمان بوده اند که بارها بر این نکته تاکبد کرده اند که کسی نمیتواند ایشان را از سوال کردن ملول کند، پس امام جواد(ع) هم بنا به قول سنی جزو همان دانشمندانی هستند که میتوانند در مورد تطبیق قرآن و حدیث نظر بدهند ( و بقول شیعه فقط آنها در این موارد نظر درست را به اذن خدا میدهند)
کار به این کارها ندارم
حالا فهمبدم چه چیزهایی خیلی به دلم میشینه که از این به بعد سعی میکنم از اینگونه مطالب در وبلاگ قرار دهم
از شما هم دعوت میکنم مطالبی که در مورد مناظرات ائمه(ع) و بررسی مناظرات ایشان انشائ الله قرار خواهم داد را مطالعه نمایید
(درضمن، این نظر رو دوبار برای ما ارسال کردید که یکیش رو پاک کردم)
باتشکر
.......خدا نگهدار.......