.: دل نوشته ها :.

.: دل نوشته ها :.

ترکیب و مخلوط تمام آنچه در توان برای ارائه داشته ام
.: دل نوشته ها :.

.: دل نوشته ها :.

ترکیب و مخلوط تمام آنچه در توان برای ارائه داشته ام

دعوا در دانشگاه آزاد واحد گناباد - هر دم از این باغ بری میرسد

 بعد از جریان دعوا در جلو خوابگاه پسران دانشگاه آزاد این یکی دیگه نوبره!

      

 

      

جریان از این قرار که یکی از اساتید قسمت کارگاههای مجموعه برق دانشگاه آزاد از اسلام واحد گناباد از کلاس چند دقیقه ای از کلاس خارج میشه (معلوم نیست چرا؟)
این خارج شدن زیاد طول میکشه و بنا به علتی دو تن از دانشجویان شریف و محصلین گرامی که فقط طالب تحصیل علم هستند (نه طالب تربیت و..... اونم بخاطر مدرک گرایی نه علم مداری) شروع به دعوا و زد و خورد میکنند و تا حدی این قضیه کش دار میشه که بنا به قول معتبر کار به دادگاه و شکایت میکشه!

    
تا نباشد چوب تر فرمان نیابد گاو و خر 
با این جریان مسئولین مربوطه نظر درست خودشون رو راجع به پیشگیری از دعوا اینگونه اعمال میکنند:
اساتید نباید مدت طولانی از کلاس خارج شوند و با بروز این مشکل باید یا کلاس تعطیل شود و یا فردی بعنوان بزرگتر ( با همان چوب تر) بیاد و سر کلاس بایسته تا برخی از دانشجویان فرمان بیابند!    
حالا سوال اینجاست که چرا کسی جلو اساتید رو نمیگیره که نرن بیرون؟ 
البته اگه دقیقتر نگاه کنیم به مشکل ادب و تربیت و..... برمیخوریم که فعلآ جواب درستی نمیشه بهش داد و همین روش چوب تر خوبه (هرچند این توهینی به بقیه دانشجویان و راهی هموار برای بیرون رفتن استاد از کلاسه)
    
کدخدای ده که.....
این مشکلات در حالیست که چندبار مسئولین دانشگاه آزاد از اسلام واحد گناباد اقدام به برگزاری پیاده روی کردند و پول بی زبان دانشجویان که باید برای آنان به دردی بخورد جوایز و هدایایی شد به مردم عزیز و سختکوش و زحمتکشی که صبح زود برای ورزش! بیرون رفتند (نه برای جوایز)
و تمام این ماجرا در حالیه که چند مدت قبل کلاسهای اضافه ظهر (که برای ارتقاء سطح علمی دانشجویان و رفع مشکلات و حل تمارین برگزار میشود) پولی شد.
علت پولی شدن این کلاسها برداشتن یارانه برق و آب و روشن شدن کولرهای دانشگاه مطرح شده و اینکه بضاعت مالی زیادی (البته برای دانشجویان عزیز) ندارند.
و تمام اینها بدنبال ساخت مسجد و سردر ورودی میلیاردی و برگزاری جشنهای پرخرج و..... اصلآ به ما چه! 

     
    
باتشکر
.......خدا نگهدار.......

نظرات 1 + ارسال نظر
siyavash چهارشنبه 11 خرداد 1390 ساعت 21:19 http://shabhayetangak.blogfa.com

سلام بازکه زدی به خاکی داداش کوچولوی من ؛؛؛؛من داغ ؟؟دست بردار؛؛؛اذیت من پیرمردنکن شیطون ؛؛کی داغ کردم؟؛توهمسن برادرکوچیک منی وشرافتافرقی بابرادرم برام نداری.شوخی کردی؟خب مگه من جدی میگفتم! منم جواب شوخیت دادم قربون ان قلبت که توش پرازمحبت ان شاهسواربی بدیل عالم سیدناعلی مولای درویشانه ؛ چشم سرمیزنم ؛نیگاه به کلیپ هاهم میکنم ؛اینقدربیام که ازم عاجز بشی خوبه ؟ مادوستت داریم .عزیزی .همه کسانی که محبت مولا واولادش بدل دارندبرام عزیزندومن خاک پاشون راطوطیای چشمم میکنم .حالا سن وسالت کم باشه ؛زیادباشه فرقی نداره جات روسرمنه چون محب مولامی ؛؛زنده باشی

سلام
بازم داشتم شوخی میکردم
ولی خواهشآ، من زود عاجز میشم، خیلی اذیتم نکنی!!!
همون یکم بسه
راستی، بقول یکی از دوستان:
مواظب باش، خَرَم نکنی مغرور میشم
ما هم شما رو دوست داریم ..... ما بیشتر!
خیلی خوشحال شدم باهات آشنا شدم و منتظر بازدیدهای بعدیت هستم
درضمن اگه یه موقع احساس کردی کم بهت سر میزنم از دستم داغ نکنی چون سرم خیلی شلوغه، باز جدیدآ که بوی امتحانات داره به مشام میرسه
خیلی بتونم میام همین وبلاگم!
کمتر میتونم به دوستان سر بزنم
منتظرت هستم

یاتشکر
.......خدا نگهدار.......

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد