ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
صدوق گوید: حسن بن محمد بن سعید هاشمی ما را گفت: فرات بن ابراهیم بن فرات کوفی گفت: محمد بن احمد بن علی همدانی مرا حدیث کرد که ابوالفضل عباس بن عبدالله بخاری ما را حدیث کرد که محمد بن قاسم بن ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن قاسم بن محمد بن ابیبکر گفت: عبدالسلام بن صالح هروی از علی بن موسی الرضا، از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علی، از پدرش علی بن حسین، از پدرش حسین بن علی، از پدرش علی بن ابیطالب ما را حدیث کرد که فرمود: پیامبر(ص) فرموده است: خداوند انسانی برتر از من و گرامیتر از من نزد خود نیافریده است. علی(ع) گوید: به پیامبر خدا(ص) عرض کردم: ای پیامبر خدا تو برتری یا جبرئیل؟
فرمود: ای علی خداوند تبارک و تعالی پیامبران مرسل خود را بر فرشتگان مقربش فضیلت داد و مرا بر همه پیامبران و رسولان، و این فضل (برتری) پس از من از آن توست ای علی و همچنین برای امامان پس از تو، فرشتگان خادمان ما و خادمان دوستداران مایند، ای علی فرشتگانی که عرش را حمل میکنند و آنهایی که پیرامون آن به حمد و ستایش پروردگارشان مشغولاند، برای مؤمنان به ولایت ما طلب آمرزش میکنند.
ای علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حواء و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمیآفرید، چگونه برتر از فرشتگان نباشیم که در شناخت پروردگارمان و تسبیح و تهلیل و تقدیس او بر آنها پیشی گرفتهایم زیرا نخست چیزی که خداوند عزّوجلّ آفرید ارواح ما بود و او ما را به توحید و ستایش خود به سخن آورد. سپس فرشتگان را آفرید و چون همه روحهای ما را یک نور دیدند، ما را بزرگ شمردند و ما تسبیح گفتیم تا فرشتگان بدانند ما مخلوق [بنده] آفریده شدهایم و او پیراسته از صفات ماست و فرشتگان به تسبیح ما تسبیح گفتند، و او را از صفات ما تنزیه کردند و چون بزرگی منزلت ما را دیدند لا إله إلا الله گفتیم تا فرشتگان بدانند هیچ معبودی جز او نیست و ما بندگان او هستیم، و خدا نیستیم که همراه او پرستیده شویم و آنگاه بود که گفتند: لا إله إلا الله و چون بزرگی جایگاهمان مشاهده کردند تکبیر زدیم تا فرشتگان بدانند الله برتر از آن است که رسیدن به منزلتی رفیع جز بدو میسور گردد، و چون آنچه از عزّت و مکنت که برای ما نهاده بود دیدند، گفتیم: لاحول و لاقوّه إلا بالله تا فرشتگان بدانند لاحول و لاقوه إلا بالله و چون نعمت خدا بر ما را دیدند، واجب بودن اطاعت ما را مشاهده کردند، گفتیم: الحمد لله تا فرشتگان بدانند حق خدای متعال بر ما از حمد نعمتهایش چیست پس فرشتگان گفتند: الحمد لله، بنابر این فرشتگان به سبب ما به شناخت توحید خدای عزّوجلّ و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید او راه یافتند، از آن پس خداوند تبارک و تعالی آدم را آفرید و ما را در صلب او قرار داد، و فرشتگان را به بزرگداشت و تکریم ما به سجده او فرمان داد در حالی که سجدهشان از سر بندگی برای خدای عزّوجلّ و برای آدم، بزرگداشت و اطاعت از ما که در صلب او بودیم، واقع شد بنابر این چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم که آنها همگی در برابر آدم به سجده افتادند، از سویی چون به آسمان عروج کردم جبرئیل دو بار اذان و اقامه گفت، سپس به من گفت: پیش آی محمد، به او گفتم: بر تو مقدم شوم ای جبرئیل؟ و او گفت: آری که خداوند تبارک و تعالی پیامبران خود را بر همه فرشتگان و به طور خاصّ تو را برتری داده است، [پس پیامبر(ص)] گفت: جلو ایستادم و برایشان نماز گزاردم و این مایه غرورم نیست، و چون به حجابهای نور رسیدم، جبرئیل گفت: پیش آی محمد، و خود پشت سر من قرار گرفت، گفتم: در مانند چنین جایی تنهایم میگذاری؟ گفت: محمد، منتهای مرزی که خداوند عزّوجلّ برای من قرار داده، این جاست که اگر از آن برتر پرم، بالهایم به سبب تعدّی به حدود پروردگارم عزّوجلّ خواهد سوخت و مرا به درون آن نور راند و تا آن جا از ملکوت والایی که خداوند خواست پیش رفتم پس خوانده شدم: ای محمد! گفتم: لبیک ربّی و سعدیک و تبارکت و تعالیت ( پروردگارا: دعوتت را اجابت کردم و این منتهای سعادت است و تو برتر و متعالی). آنگاه چنین خوانده شدم: ای محمد تو بنده من و من پروردگار توام، تنها مرا بپرست و تنها بر من کار سپار که تو نور من در میان بندگان منی و فرستادهام به سوی خلقم و حجّتم بر مردم، بهشت من از آن تو و پیروان توست و دوزخم را برای آن که مخالفت تو کند، آفریدهام. برای اوصیای تو کرامت خویش واجب ساختهام و برای شیعیان ایشان ثوابم را، گفتم: پروردگارا ! اوصیای من کیانند؟
خطاب شدم: ای محمد اوصیای تو بر ساق عرش نوشته شدهاند نگریستم، در حالی که پیشاپیش پروردگارم، جلّ جلاله، به سوی ساق عرش میرفتم، دیدم دوازده نور که در هر نور سطری سبز رنگ بود، نام وصیی از اوصیای من بر آن بود که نخستین علی بن ابیطالب و آخرین شان مهدی امّتم بود. گفتم: پروردگارا اینان اوصیای من پس از من هستند؟ ندا شدم: ای محمد اینان أولیا، دوستان برگزیدگان و حجّتهای من پس از تو بر خلق مناند، آنان اوصیای تو و جانشینانت و بهترین خلق من پس از تواند، و به عزّت و جلالم سوگند که دین خود به ایشان آشکار کنم و فرمان خود را به سبب ایشان برتری دهم، با آخرین ایشان زمین را از دشمنانم پاک کرده و او را بر شرق و غرب زمین قدرت دهم، بادها را به تسخیر او در آورم و ابرهای پربار را رام او گردانم، او را در اسباب (طبقات) آسمان بالا برم و با سپاه خود پیروزش کنم، و فرشتگانم را به یاریاش برانگیزم تا دعوت مرا آشکار کرده، مردم بر توحید من جمع شوند، آنگاه سلطنت او را دوام داده، تا روز قیامت روزگار را میان اولیای خود به گردش آورم.
خیلی زیبا بود
واقعاً اهل بیت و چهارده معصوم نمونه بارز انسانیت هستند. این رو نمی گم چون شیعه ام این رو نمی گم چون دوستشون دارم
این رو می گم چون حقیقته این رو می گم چون حضرت علی (ع) حق رو فدای قدرت نکرد چون منافع خودش رو فدای منافع اسلام کرد چون قدرت رو برای خودش نخواست برای اسلام خواست چون عدالتش تک بود چون مرامش تک بود چون عاشق راهش و هدفش بود و همه چیزش رو داد برای هدفش و هدفش چیزی جز خواست خدا نبود
دمت گرم اقا رضا بازم از این مطالب بذار.
التماس دعا
سلام
ان شاء الله اگه عمری باشه با کمک و تشویق شما عزیزان حتمآ!!!
منتظر بازدید دوباره شما و دوستان هستیم.
با تشکر
.......خدا نگهدار.......